فائزون|آرشیو
آرشیو
فائزون

خواهرانم لباس رزمتان عفتتان است

شهید غلامرضا علیدادی در وصیت‌نامه خودنوشت: پیامم به خواهرانم این است که حجاب اسلامی را رعایت کنند و بدانند که لباس رزمشان لباس عفتشان است.

شهدای میناب

تنها پسرم میان آوار‌ها جا ماند

فاجعه بمباران مدرسه «شجره طیبه» در میناب که به شهادت بیش از ۱۷۰ دانش‌آموز و معلم انجامید، خانواده‌های بسیاری را داغدار کرد. «عباس جنگچی مینایی» پدر «محمدمهدی»؛ دانش‌آموز شهید ۱۱ ساله و تنها فرزند خانواده، در روایتی تلخ و تکان‌دهنده از آخرین روز زندگی فرزندش، علاقه او به قرآن، سفر زیارتی به کربلا و لحظه جست‌وجوی پیکر فرزندش در میان آوار و سردخانه‌ها سخن می‌گوید.

میر سجاد میرمحمدی

نیم متر تا شهادت، یک عمر با عشق/همسرم به عشق قبل از جنگ «بله» گفت

۱۵ ساله بود که تصمیمش را گرفت. قبل از سربازی، قبل از آنکه لباس رزم به تن کند، دختر عمه را برای خودش خواست. بعد خمپاره آمد و نیمی از بدنش را از کار انداخت. اما عشق را نه. دختر عمه به همان پسر قبل از جنگ «بله» گفت. سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) بهانه‌ای شد تا روایت این ازدواج فاطمی را از زبان یک جانباز ۷۰ درصد «میر سجاد میرمحمدی» بخوانیم.

شهادت

با شهادت فرزندم،ما را زمین گیر نمی کنند

مادر شهید «محمدمهدی باقری سرخی» : اگر دشمنان خیال می‌کنند با شهادت فرزندم می‌توانند ما را زمین‌گیر کنند، سخت در اشتباه‌اند.

شهادت

شهادت عزت و افتخار ابدی است

شهید علیرضا غلامی در وصیت‌نامه خودنوشت: شهادت برای من و خانواده‌ام و تمام ملت مبارز ایران عزت و افتخار ابدی است.

شهید

هرگز از خط امام خمینی (ره) دور نشوید

شهید محمد هاشمی در وصیت‌نامه خودنوشت: راهم را ادامه دهید و از خط امام خمینی (ره) دور نشوید.

فائزون

سیره امام جواد (ع)، الگویی برای مدیریت جوانان

امام‌جمعه موقت زابل با اشاره به سیره نورانی امام جواد (ع) گفت: دوران امامت آن حضرت در سنین نوجوانی، نشان داد شایستگی، دانش و بصیرت محدود به سن و سال نیست و اعتماد به جوانان می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت، پویایی و اقتدار جامعه اسلامی باشد.

شهید بهادری

داوودم معلمی آرام و خوش‌اخلاق بود؛ هیچ‌وقت از او تندی ندیدم

مادر شهید داوود بهادری پسرش را معلمی آرام، حرف‌گوش‌کن و اخلاق‌مدار می‌داند؛ جوانی که در مدرسه سادات اشتهارد تدریس می‌کرد و به گفته مادر، هیچ‌گاه از او رفتار تند یا کلام آزاردهنده‌ای شنیده نشد. داوود همان‌قدر که در خانه کمک‌کار و مهربان بود، در کلاس درس نیز محبوب دانش‌آموزان و اهالی محل بود.

فائزون

پسرم را از نشانه روی پایش شناختم؛ آرزو داشتم روزی دامادش کنم

پدر شهید «آرش گل‌آذین» می‌گوید: حدود ساعت سه و نیم به سردخانه بندر تیاب رسیدیم. وقتی وارد شدیم گفتند آمده‌ای برای شناسایی؟ گفتم بله. دو سالن بود. یکی‌یکی همه را نگاه کردم. وقتی به سالن دوم رسیدم، ردیف آخر، چهار پنج نفر مانده به آخر از کنار پسرم رد شدم؛ چون قابل شناسایی نبود. دوباره برگشتم. آرش یک نشانه داشت. در پای راستش دو انگشت آخر پا، از وسط کمی به هم چسبیده بود. مادرزادی همین‌طور به دنیا آمده بود. وقتی برگشتم، پای یکی از پیکرها را دیدم. یک لنگه جوراب تقریباً سالم در پایش مانده بود. بدن قابل شناسایی نبود، اما همان نشانه پا را دیدم. از همان نشانه و همان جوراب فهمیدم که پسرم آرش است.

دحوالارض

دحوالارض، فرصتی برای تقویت هویت دینی

روز دحوالارض، فرصتی ارزشمند برای بازگشت انسان به آرامش، معنویت و تقویت پیوند قلبی با خداوند متعال است.